آیینه ی کهنه
آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست یک خود آزاری زیباست که من تنهایم لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست اشتیاقی به گشوده شدن این گره نیست ور نه …
آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست یک خود آزاری زیباست که من تنهایم لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست اشتیاقی به گشوده شدن این گره نیست ور نه …
مردانه زمین خورده ام ای عشق دمت گرم رسوای جهان گشته ام ای عشق دمت گرم هر روز و شبم ذکر دو چشم و خم ابرو چندیست که آشفته ام ای عشق دمت گرم یک چهره ی پیر و زخم …
پسر هشت سالهای مادرش فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدید چیست؟» پسر با معصومیت جواب داد: «مادر اولیام دروغگو بود اما …
ناگهان دیدم سرم آتش گرفت سوختم خاکسترم آتش گرفت چشم وا کردم سکوتم آب شد چشم بستم بسترم آتش گرفت در زدم کس این قفس را وا نکرد پر زدم بال و پرم آتش گرفت از سرم خواب زمستانی پرید …
سلطان محمود غزنوی شبی هر چه کرد ؛ خوابش نبرد ، غلامان را گفت : حتما به کسی ظلم شده ؛ او را بیابید. پس از کمی جست و جو ؛ غلامان باز گشتند و گفتند : سلطان به سلامت …
از هم بپاشانم به آسانی ! مهم نیست اینها برای هیچ طوفانی مهم نیست ! آغوش من مخروبهای رو به سقوط است دیگر برایم عمق ویرانی مهم نیست با دردِ خنجر ، دردِ خار از خاطرم رفت بعد از تو …
پســر : سـلـام عــزیـــزم، چطــوری؟ دختــر : سـلـام گلـــم، خیـلی بــد .. پســر : چــرا؟ چی شــده؟ دختــر : بـایـد جـدا بشیـــم پســر : چـــــــــرا ؟ دختــر: یــه خـانـوادہ ای مـن رو پسنــدیــدن واســه پســرشــون، خـانـوادہ منــم راضیــن … الـانــم بـایــد …
درسی اخلاقی از سهراب سپهری خیــــــــــــلی قشنگه حیفه نخونینش!!! سخت آشفته و غمگین بودم به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند، درس ومشق خود را… باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم و نخندم …
خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بیجان داشت میآمد و با هر قدم عطر تو میپیچید لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت! با حال آن روزم میان …
مــــــن بــا کلمــــــــہ هـــا بــازی نمیکنــــــم وقتــــــــــــے مینــویســـــــم نفسمــــــــے ⇙ یعنــــــــــے⇘ ♛ زنــدگــــیم بــــــــى تــــــــو♛ طعــــــــم مــــــــرگ مےدهــــــــد Sina Moradi