تخصص بالاتر است یا تقوا ؟
سال ۵۸ مناظره ای داغ بین مهندس بازرگان و شهید بهشتی تحت عنوان “تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا؟” در صدا و سیما برگزار شد. شهید بهشتی معتقد بود مسئولین باید متعهد باشند و بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهمتر …
سال ۵۸ مناظره ای داغ بین مهندس بازرگان و شهید بهشتی تحت عنوان “تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا؟” در صدا و سیما برگزار شد. شهید بهشتی معتقد بود مسئولین باید متعهد باشند و بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهمتر …
لعنت به من وُ عشق تو وُ وعده ی “ما”یت لعنت به منِ بی شرفِ مانده به پایت له کرده غرور و دل و آیینِ شعورم بی میلی و سردیِ دل و زنگ صدایت باید بروم، ماندنم انکارِ شعور است …
از ده سالگی که شروع کردم به برنامه نویسی دیدم نسبت به کامپیوتر خیلی بازتر شده بود به همین خاطر عمیق تر برنامه های دیگه رو هم یاد میگرفتم! به حدی که توی آفیس حتی برنامه نویسی و انیمیشن سازی …
خیلی جذب برنامه نویسی شده بودم… تمام برنامه هایی که کار کرده بودم محدود بودنو توی مدت کوتاهی یادشون میگرفتم، اما برنامه نویسی نامحدود بود… دنیایی بی نهایت… شدیدا جذب برنامه نویسی شده بودمو سیر نمیشدم. محبوب ترین شخصی که …
یک روز عموی بزرگم میخواست یه سری فایل رو چاپ کنه، نمیدونم دقیقا چی بودن ولی فکر میکنم پروژه ی دانشگاهش بوده… نمیدونماز اونجایی که اون فایل ها فقط توسط یک برنامه خاص اجرا میشدن که احتمالا سی دی اون …
تقریبا مدت کوتاهی بعد از این که از لیبی برگشتیم پدرم کامپیوتر خرید. چون خودش علاوه بر ریاضی دبیر کامپیوتر هم بود… فکر کنم هفت سالم بود و خب کنجکاو بودم بدونم کامپیوتر چجوریه… فرهنگ و جو خانواده طوری بود …
تقریبا 4 سالم بود که رفتیم طرابلس، پایتخت کشور لیبی جنوب دریای زیبای مدیترانه …دو سال اونجا زندگی کردیم، اونقدر سنم پایین بود که دیگه ایران رو بخاطر نمیاوردم و حتی توی عالم بچگی آرزو داشتم برگردیم ایران! (ای کاش …
پدری بود که دخترشو مىخواست بفروشه. یه روز دختره فرار میکنه و به شیخی که حاکم اون شهر بود پناه میبره. شیخ به دختره دلداری میده میگه نترس من مواظبت هستم. شب وقتی دختره میخواد بره تواتاقش بخوابه میبینه شیخ …
سال نو … عید امسال … سال به سال غمگین تر … با من مرور کن تلخ بودن سرنوشت را !! گاهی میان دیده و دل جنگ می شود گاهی غزل، برای تو دلتنگ می شود گاهی دو کوچه فاصله …
معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: “من همه شما را دوست دارم” ولی او در واقع این احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام دارد، نداشت. لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند، وضعیت …