شروع کامپیوتر – مرگ نامه
تقریبا مدت کوتاهی بعد از این که از لیبی برگشتیم پدرم کامپیوتر خرید. چون خودش علاوه بر ریاضی دبیر کامپیوتر هم بود…
فکر کنم هفت سالم بود و خب کنجکاو بودم بدونم کامپیوتر چجوریه… فرهنگ و جو خانواده طوری بود که نمیتونستم برم بیرون بازی کنم… هیچ دوستی هم خارج از مدرسه نداشتم پس دیدن کامپیوتر با چشمام نقطه عطفی واسم بود…
توی تلویزیون میدیدم اونایی که پای کامپیوترن همش دکمه های صفحه کلیدو میزنن ولی بابای من همش با موس کار میکرد و خیلی کم با صفحه کلید! تا اینکه بعدا فهمیدم موس چیه!
اجازه ی دست زدن به کامپیوتر رو نداشتم، اما هر وقت بابام با کامپیوتر کار میکرد من ایستاده پشتش می ایستادمو با شوق نگاه میکردم… کار بابام توی کامپیوتر اون موقع به Video Studio و فتوشاپ و ورد و پاورپوینت خلاصه می شد و من نگاه میکردم…
بزرگتر که شدم اجازه ی کار کردن (خیلی محدود) رو گرفتمو میتونستم کار کنم. خیلی به نقاشی علاقه داشتم پس توی Paint که اجازه کار باهاشو داشتم نقاشی میکشیدم…
بعدتر شروع کردم به کار کردن توی PowerPoint که برای من حکم پادشاه نرم افزارها رو داشت… چون کلیات کامپیوتر رو با چشم دیده بودم نیازی به آموزش نداشتمو توی پاورپوینت کارای جالبی میکردم… بعد از مدتی به حدی از تسلط توی پاورپوینت رسیدم که به جرئت میتونم قسم بخورم تمام اساتید دانشگاهمون رو روی هم جمع کنن به اندازه ی اطلاعات من توی سن 10 سالگی به آفیس مسلط نیستند … نیازی به قسم نیست همیشه حاضرم اثبات کنم ولی حریفی در حد خودم نمیبینم که نیازی به اثبات باشه
وقتی که اجازه داشتم با کامپیوتر کار کنم خیلی کم بود… روزی نیم ساعت… پس مجبور بودم گاهی که کسی خونه نبود یواشکی برم پای کامپیوتر و برنامه فتوشاپ و اون چیزایی که نصب بود…
اون زمانا تلوزیون مثل الان اینقدر بیخود و مسخره نبود، شبکه آموزش یه برنامه در مورد انیمیشن سازی 3D Studio Max میداد… دوبله فارسی بود.
من هم همیشه برنامه خاشو میدیدمو عاشق 3D MAX شدم… به هر زحمتی شده بابام رو راضی کردم اون رو از سی دی های قدیمی یی که داشتیم نصب کنه…
اما سی دی به حدی قدیمی بود که برنامه نصب نمیشد و من نتونستم برنامه ای که اینقدر دوست داشتم رو ببینم…
اما خب من به یادگیری با فقط دیدن عادت داشتم… پس همچنان ادامه ی برنامه های شبکه آموزش رو دنبال میکردم. همین شاید پایان بچگی من بود. یک دوست پیدا کرده بودم که شاید منو پیر کرد… کامپیوتر! جایگزینی بجای بازی های کودکی…