ﺭﻭﺯﯼ ﺁﻳﺪ ﮐﻪ ﺩﻟــﻢ ﻫــﻴﭻ ﺗﻤﻨﺎ ﻧﮑﻨﺪ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻡ ﻏﻨﭽﻪ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﮐﺴﯽ ﻭﺍ ﻧﮑﻨﺪ ﻳـﺎﺩ ﺁﻏـــﻮﺵ ﮐــﺴﯽ ﺳﻴﻨﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻣـﺮﺍ ﻣﻮﺝ ﺧــﻴﺰ ﻫﻮﺱ ﺍﻳﻦ ﺩﻝ ﺷﻴﺪﺍ ﻧﮑﻨﺪ ﺩﻳﺪﻩ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻓﺮﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺻﺪ ﭼــﻤﻦ ﻻﻟﻪ ﺩﻣﺪ …

روزی آید که … Read more →

رک بگویم… از همه رنجیده‌ام از غریب و آشنا ترسیده‌ام با مَرام و مَعرفت بیگانه‌اند من به هَر سازی که شُد رقصیده‌ام در زمستانِ سکوتم بارها با نگاهِ سردِتان لرزیده‌ام… رد پای مهربانی نیست… نیست…من تمام کوچه‌ها را دیده‌ام  سال‌ها از بس که …

از همه رنجیده‌ام Read more →

‌حال من دیدن نداردپس برویاکه پرسیدن نداردپس برو لحظه هاے زندگے را غم گرفتاینکه خندیدن ندارد پس برو دل به دل دیگر ندارد راه وپسجاده پیچیدن ندارد پس برو @JanJiyarlr

فقط یک بار حس کردم یک نفر درکم کرد …تازه با ربه‌کا بهم زده بودم و حالم خیلی بد بودتوی کافه نشسته بودم که دختر پیشخدمت به من گفت چقدر بهم ریخته‌ام …ماجرای دعوای با ربه‌کا و جدا شدنمان را …

تنها باری که یک نفر درکم کرد Read more →