گناهان پدر (شعر)
این آهنگ رو خیلی دوست دارم و گفتم شعرش رو اینجا بنویسم تا هیچوقت اون رو فراموش نکنم… متن اون انگلیسیه اما اگه دوس دارین میتونین به کمک وب سرویس ایرانی ترگمان به حد قابل قبولی اون رو به فارسی …
این آهنگ رو خیلی دوست دارم و گفتم شعرش رو اینجا بنویسم تا هیچوقت اون رو فراموش نکنم… متن اون انگلیسیه اما اگه دوس دارین میتونین به کمک وب سرویس ایرانی ترگمان به حد قابل قبولی اون رو به فارسی …
سلام دوستان اینترنت و جستجوگر ملی، ایرانی، داخلی!مدتیه این اصطلاح ها رو زیاد میشنویم. اما اینها به چه معنا هستند؟ اصلا خوبن یا بد؟ اگه میخواین در مورد اینها اطلاعات کسب کنین پیشنهاد میکنم حتما این مطلب رو از سایت …
میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، …
سالها پیش مدتی را در جایی بیابان گونه به سر بردم. عزیزی چهار دیواری خود را در آن بیابان در اختیار من قرار داد؛ یک محوطه بزرگ با یک سرپناه و یک سگ. سگ پیر و قوی هیکلی که برای …
در همدان، کسى مىخواست زیرزمین خانهاش را تعمیر کند.در حین تعمیر، به لانه مارى برخورد که چند بچه مار در آن بود. آنها را برداشت و در کیسهاى ریخت و در بیابان انداخت.وقتى مادر مارها به لانه برگشت و بچههایش را ندید، فهمید که صاحبخانه بلایى سر آنها آورده است؛ به همین دلیل کینه او را برداشت.مار براى انتقام، تمام زهر خود را در کوزه ماستى که در زیرزمین بود، ریخت.از آن طرف، مرد، از کار خود پشیمان شد و همان روز مارها را به لانهشان بازگرداند. وقتى مار مادر، بچههاى خود را صحیح و سالم دید، به دور کوزه ماست پیچید و آن قدر آن را فشار داد که کوزه شکست و ماستها بر زمین ریخت.شدت زهر چنان بود که فرش کف خانه را سوراخ کرد.این کینه مار است، امّا همین مار، وقتى محبّت دید، کار بد خود را جبران کرد، امّا بعضى انسانها آن قدر کینه دارند که هر چه محبّت ببینند، ذرّهاى از کینهشان کم نمىشود. منبع: @jomelat_Nab
قیمتِ سیگار؛ حالم را گرفتداغیِ سشوار؛ حالم را گرفت تنگیِ تیشرت؛ قلبم را شکستچسبیِ شلوار؛ حالم را گرفت جنگ، بی آبی، تورّم، قطع برقمجریِ اخبار حالم را گرفت فکر میکردم که خیلی خوشگلم!!دیدن « گلزار » حالم را گرفت آدمِ …
تقریبا از شنبه دسترسی به اینترنت بین المللی قطع بوده و فقط رسما اینترنت مسخره ملی یا به عبارتی همون اینترانت رو داشتیم. من به عنوان یک برنامه نویس با 13 سال تجربه ی برنامه نویسی، شخصی که نه تنها …
“عیدی امسال کارمندان دولت، هشت میلیون و چهارصد و هفتاد و پنج هزار ریال تمام است” گویند: به فرمان شاه عباس، کاروانسراها ساختند. تعدادشان چون به 999 رسید دستور به توقف داد. گفتند: قبله عالم به سلامت باد! رخصت بفرمایید …
بهت گفته بودم که غمگینم … I told you I was sad …
بچه که بودم عاشق سیب بودم. هر چی می خوردم سیر نمی شدم. یادمه یه شب توو مهمونی مشغول بازی بودم که چشمم افتاد به آخرین سیب توی ظرف میوه. تا اومدم بِرَم بَرِش دارم یکی دیگه از مهمونا برش …