آنچه دستت دادهام نامش دل است ، افسار نه
گفته بودم بی تو میمیرم ، ولی این بار نه گفته بودی عاشقم هستی، ولی انگار نه هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست خو نمیگیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه تا که پا بندت شوم …
گفته بودم بی تو میمیرم ، ولی این بار نه گفته بودی عاشقم هستی، ولی انگار نه هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست خو نمیگیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه تا که پا بندت شوم …
سرخ پوستان از رئیس جدید می پرسن: آیا زمستان سختی در پیش است؟ رئیس جوان قبیله که نمیدونسته، جواب میده برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید. بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟ …
و آنانکه خیره در من مینگریستند خبر را کمی پیش از من شنیده بودند و حالا به جستن جای خالی او نگاهشان داشت صورتم را شخم میزد او مرده بود و داشتند قبرش را توی صورت من میکندند. « لیلا …
چارلی چاپلین می گوید: با پدرم سیرک رفته بودیم توی صف خرید بلیط زن وشوهری با چهار فرزندشان جلوی ما بودند که با هیجان زیادی در مورد شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت میکردند. وقتی به باجه بلیط …
آرمین زارعی ملقب به 2afm متولد ۵ اردیبهشت ۱۳۶۵ در تهران در خانواده ای بسیار پولدار متولد شد و هم اکنون در منطقه امید (تهران پارس) ساکن است. او ابتدا در گروهی با نامهای علی، فرهاد و مهرداد عضو شد …
مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند…؛ پنجره های اتاق باز نمیشد. نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمیتوانست آن را باز کند. با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای …
گفتی که مرا دوست نداری گلهای نیست بین من و عشق تو ولی فاصلهای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی …
گویند در گذشته دور، در جنگلی شیر حاکم جنگل بود و مشاور ارشدش روباه بود و خر هم نمایندهی حیوانات در دستگاه حاکم بود. با وجود ظلم سلطان و تایید خر و حیله روباه همه حیوانات، جنگل را رها کرده …
خواهش میکنم حتما بخونید تا حالا نیازی نبود این نکته رو به شما بگم ولی حالا لازم میبینم گفته باشم. من از قبل چندین پست رو آماده کرده بودم و با یه زمان بندی مشخص رو وبلاگ انداختم. یعنی وقتی …
سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟ خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟ نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدن طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا؟ طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن آن که خندید چرا، آن …