ما شکست خوردیمدر آسانسوری که پایین می رفت خوابِ رقصیدن بر بامِ آسمان خراش می دیدیموَ رؤیاهای مابا پوکه ی سیگارهایمانزیرِ میزهای تحریرلگدمال می شدند. آن قدر به جلدِ مفتش خزیدیمکه چرکنویسِ سروده هاماناز نسخه ی نهایی شان شاعرانه تر …

ما شکست خوردیم Read more →

باورت شد عشق اینجا ذلت است؟ عاشقی سوزاندن حیثیت است؟؟ باورت شد دوستی ها لحظه ایست؟ بی وفایی قسمتی از زندگیست؟؟ من که گفتم حاصلش دل بستگیست! در نهایت خستگی و خستگیست! من که گفتم این بهار افسردگیست! دل نبند …

باورت شد عشق اینجا ذلت است؟ Read more →

تلگرام امکان جدیدی اضافه کرده که در آن می‌توانیم مسیج‌هایی را که می‌فرستیم، بعد از فرستادن ویرایش کنیم. یعنی آخرین پنجره‌ی صداقت ناخواسته‌مان که شیرین بود و دستمان را رو می‌کرد هم آن‌جا بسته شد. حالا برای هر حرفی راه …

حرف دل، ولی ویرایش شده و قلابی … Read more →

بگذار اگر این‌بار سر از خاک برآرم بر شانه‌ی تنهایی خود سر بگذارم از حاصل عمر به‌هدر رفته‌ام ای ‌دوست ناراضی‌ام، امّا گله‌ای از تو ندارم در سینه‌ام آویخته دستی قفسی را تا حبس نفس‌های خودم را بشمارم از غربت‌ام …

ناراضیم ، اما گله ای از تو ندارم … Read more →

پیشنهاد می کنم حتما مطالعه کنید  در مورد اهدافتان حرف نزنید ! ● تصور کنید که درکافه اى کنار دوستانتان مشغول صحبت کردن درباره مسائل کارى و زندگیتان هستید ●هرکدام مشتاقانه درباره موفقیت ها و دستاوردهایتان در زندگى صحبت میکنید. …

در مورد اهدافتان حرف نزنید Read more →

پیرمردی که شغلش دامداری بود، نقل می‌کرد: گرگى در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار تا توله داشت و اوایل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش …

هر ذاتی را می‌شود درست کرد، جز ذات خراب !!! Read more →