درد یعنی …
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت به خدا درد کمی نیست که با پای خودت بدنت را بکشانی به سر دار خودت کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد بشوی گوشه ای …
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت به خدا درد کمی نیست که با پای خودت بدنت را بکشانی به سر دار خودت کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد بشوی گوشه ای …
گذاشتم بروی تا مرام بگذارم به دل شکستنِ تو احترام بگذارم سکوت کردم و چیزی نخواستم از تو وظیفه بود که سنگِ تمام بگذارم خودم مسبّبِ هر پر کشیدنت بودم خودم نخواسته بودم که دام بگذارم فقط اگر که دلم …
این پست صرفا برای اطلاع رسانی خانواده ی بزرگ جملکی هاست …لینک مطلب در وبسایت سامینتک
مثل نسیمی لای مو پیچید ، برگشت انگار از عاشق شدن ترسید! برگشت خوشبختیام این بار میآمد بماند یکدفعه از هم زندگی پاشید ، برگشت مانند گنجشکی که از آدم بترسد تا از کنارم دانهای را چید ، برگشت آن …
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است با زور مُســـکن قوی خــــوابیدن با دلهره از خواب پریدن سخت است عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود تا درک کنی که دل بریدن سخت است …
وقتی که میرفتی، بهار بود تابستان که نیامدی، پاییز شد پاییز که برنگشتی، پاییز ماند زمستان که نیایی، پاییز میماند تو را به دل پاییزیات، فصلها را به هم نریز! « عباس معروفی »
اومد چند ضربه به شیشه ماشین زد با دست اشاره کردم بره پی کارش … یک دفعه نگاهم به قیافه اش افتاد پسری با موهایِ فرفری و قیافه ای با مزه ! نا خود آگاه خنده ام گرفت . گفت …
اگه این شعر رو صدبار هم بخونم برای صدو یکمین بار اشک توی چشمام جمع میشه، شاعرشم نمیدونم کیه روز اول بیهوا قلب مرا دزدید و رفت روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت روز سوم آخ! خالی …
چند تا جوک کامپیوتری 🙂 هرچند قدیمی ولی قشنگن (توشون از ایموجی های اندروید و iOS استفاده شده) امروز بعد از مدتها رفتم وایبرمو باز کنم، پیغام اومد: باز نمیشه… گمشو برو پیش تلگرام جونت!!!😂 جَلّل خالق!!😱 مگه داریم؟!😂 مگه …
روز مرگم ، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــد مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید …