با من نیستی …
این شعر رو خیلی دوس دارم، اما خب … قدرنشناسِ عزیزم، نیمه ی من نیستی قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی! مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی من غبارآلود ِهجرانم تو اما مدتی ست …
این شعر رو خیلی دوس دارم، اما خب … قدرنشناسِ عزیزم، نیمه ی من نیستی قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی! مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی من غبارآلود ِهجرانم تو اما مدتی ست …
…
روشن ترین تکلیف ما همان تکلیف دبستان بود!هر چه فکر میکنمباقی عمر، تکلیفمان بلاتکلیفی بود و بس… !در همان دوران دبستان هم وقتی با موضوع انشای علم بهتر است یا ثروت مواجه شدیمیک نگاهی به هم میزی مان انداختیم که …
پادشاهی وزیری داشت که هر اتفاقی میافتاد میگفت: خیر است!! روزی دست پادشاه در سنگلاخها گیر کرد و مجبور شدند انگشتش را قطع کنند، وزیر در صحنه حاضر بود گفت: خیر است! پادشاه از درد به خود میپیچید، از رفتار …
تمامِ دلتنگىهایم را برایش نوشتهام ؛ خط به خط … روز به روز … ساعت به ساعت … اما میترسم ! میترسم از اینکه بخواند و با پوزخندى از کنارش رد شود ! میترسم از اینکه بخواند و با یک …
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست… میرسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست… مینشینی روبرویم، خستگی در میکنی… چای میریزم برایت، توی فنجانی که نیست… باز میخندی و میپرسی: که حالت بهتر است؟! باز میخندم ، …
با صدای چند ضربه به شیشه از خواب بیدار شدم، اول فکر کردم صدا از پنجره میاد، تا اینکه صدا رو از آینه شنیدم … ——————————————- زنم که کنارم روی تخت خوابیده بود ازم پرسید که چرا اینقدر سنگین نفس …
لبخندها هرگز ملاک شاد بودن نیست هر تیشهای بر دوش، از فرهاد بودن نیست! هر جا که باشی منطقِ آیینهها این است در چشم بودن، معنی در یاد بودن نیست! ای در قفسافتاده، افسوس چه را داری؟ بیرون از اینجا …
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ … ﺑﻪ ﻫﺮ دلیلی اشک از ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺟﺎﺭﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ … ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻧﺶ از دستانت ﺳﺒﻘﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ !!!… ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ میشوی … ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ … ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﻭ ﺑﺨﻮﺍﺏ … ﺗﻮ …
Korean Names 이랮 ایرج 매햘 مهیار 머햄맫빠깰 محمد باقر 멯디 مهدی 애민 امین 미나 مینا 시린 شیرین 멯르낮 مهرناز 멋다파 مصطفی 허세인 حسین 앨리 علی 머해맫 محمد 리다 لیدا 니마 نیما 싸디 شادی 새읻 سعید 내심 نسیم 네낀 نگین 누씬 …