شعری کوتاه، بسیار زیبا و غم انگیز

وقتی تو را از این دل تنگم خدا گرفت

با من تمام عالم و آدم عزا گرفت

شب های بی تو ماندن و تکرار این سؤال:

این دلخوشی ِساده ی ما را چرا گرفت؟

درچشم های تیره ی تو درد خانه کرد

در چشم های روشن من غصّه پا گرفت

هی گریه پشت گریه و هی صبر پشت صبر

هر کس شنید قلبش از این ماجرا گرفت

بعد از تو کار هر شب من جز دعا نبود

هی التماس و گریه و هی نذر …. تا گرفت

حالا که آمدی چه قَدَر تلخ و خسته ای

اصلا! خدا دوباره تو را داد؟ یا … گرفت؟

Sina Moradi

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*