بدون عنوان

♦️کارگردان فیلم آواز گنجشک ها گفت : در یکی از شب های زمستان رفتگری را دیدم که مشغول جارو کردن خیابان بود و من پس از اینکه ماشین را پارک کردم ، به دلم افتاد که پولی هم به او بدهم .

اول کمی دودل بودم و تنبلی کردم ، اما سرانجام پول را برداشتم و خیلی محترمانه و دوستانه به طرفش گرفتم ، خیلی هم احساس خوب بودن می کردم و در عوالم فرشته ها سیر می کردم !!‏ 

اما دیدم که به سختی تلاش دارد دستکش را که به دستش هم چسبیده بود پ دربیاورد و بعد پول را بگیرد . اصرار کردم که چرا نمی گیری ؟
گفت : ” بی ادبی می شود، این دست خداست که به من پول می دهد .‏ “‏

خدا شاهد است آن شب تا صبح نتوانستم بخوابم .

@AjibJaleb_tn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*